ز


زهرا تازه ترين اتفاقي بود که در عالم افتاد و هيچ وقت نيست که اين اتّفاق، باز هم تازه نباشد! زهرا حرف تازه خدا بود: «انّا اَعْطَيناکَ الکوثَر»؛ نگاهي نو، به سراپاي هستي. ارتباط خاک با خدا؛ مادر شهود و شهادت؛ بانوي محراب؛ بانوي اعتراض؛ بانوي حماسه؛ بانوي بسيج بني هاشم؛ بانوي شهادت. پيش از زهرا ـ هيچ زني را نديده بودند، که پدر خويش را مادر باشد! پيش از زهرا «شهادت» اين همه، تازگي نداشت. او که آمد، جاني تازه گرفت. قبلاً، کلمه اي بود و بعد، معنا شد! «شهادت» در خانه زهرا، حيثيت پيدا کرد، بزرگ شد و انتشار يافت. و او، به روشني اين همه را مي دانست. مادرانه، شهادت را بزرگ مي کرد. آگاهانه شهادت را شير مي داد. از جغرافياي قتلگاه خبر داشت. کربلا را بر دامان مي نشاند. براي عاشورا، لالايي مي خواند. گيسوان «اسارت» را شانه مي زد! حکايت چاه و محراب خون را مي دانست. با اين همه، اهل شکايت نبود. اگر هم مي گفت، درد مي گفت که درمان بشنود!

مسجدرسول الله\ص\روستاي مازغ بالاباقدمتي يکصدوپنجاه سال

ضرب المثل/ آنان که غني ترند محتاج ترند

داستانک،خدادرهمه جا

داستانهاي طنز بهلول

تصاويربدون شرح ازساختمان سرايدارمدرسه روستا

داستانک /ماجراي عابد مغرور و جوان توبه کار

درسوگ فاطمه زهرا(س)

مي ,بانوي ,زهرا ,تازه ,شهادت ,پيش ,از زهرا ,اين همه، ,شهادت را ,مي دانست ,را مي

مشخصات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

ترجمه مقاله چو تخته پاره بر موج ... fanushonar فرا دانشجو نیلوفر novinitcm بهترین سایت فایل44 funcollection دهکده پاورپوینت مادر